برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
یک زمانی چقدر اوضاع برنامه های تلویزیونی خوب بود و بازار طنزها داغ. الان از بی برنامگی صدا و سیما، ملت پخشِ هزارمین بارِ یوزارسیف و جومونگ رو شاهکار میدونن.
از چه زمانی تعزیه و رحلت و غم و اشک عزیز شد؟ سرمون رو گرمِ چه ها کردن؟
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
این یه نمونه لذیذه. وطنی هم هست. اگه خیلی شوکولات خورید،می تونید معتادش بشید. 
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
یک داستان انگلیسی گرفته بودم از نمایشگاه: a man called Ove . خیلی مشتاقم به خوندنش. بماند که دیگه انگلیسی هم در این حد بارم نیست. فقط اینکه میدونم اگه نصفه بگذارمش دیگه نمی خونم. مثل اون چند تای قبلی.و می ترسم از سختیش نصفه بگذارمش. آها. سیزده تومن قیمتش بود. و تازه فهمیدم قیمت نسخه فارسیش سی و چند تومنه.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
بارونه. و ابری. و تو این هوا ماشینای قشنگ قشنگ با آهنگای این گروه جدیدا صداشون ... صدای ماشینا... صدای ماشینا تو خیابونِ بارونی رو.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
حالا که موهام مشکی شده. نه مشکی یکدست. مشکی که داره زورشو میزنه مشکی بمونه اما رگه های زیادی خرمایی داره و با هربار دوش میره که قهوه ای بشه.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
خداوندگارا. دوست دارم دوستت بدارم. اما ترس از تو، اجازه ی بروز عشق را نمی دهد.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
دختر مو پریشان ، لم میدهد روی صندلی کنار پنجره، توی اتاق درهم، با نور کمرنگ قرمز، با موزیک ، با قهوه برف را تماشا میکند. دنیا رافراموش می کند.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
دیگه روشون نمیشه کلن اینترنتو قطع کنن. بعد ها زبر نویس فیلممون میشه: با الهام از کره شمالی ( کپی نمی باشد ).
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی